آنوشا در آستانه یک سالگی
ناز نازی مامان خیلی خانم شدی این روزها فوق العاده دلبری میکنی صبح ها که بیدار میشی میای سرت و میزاری رو سینه من و خودت و برام لوس میکنی گاهی وقتها بوسم میکنی پستونکت و بهم تعارف میکنی و منم حسابی می چلونمت عسلی مامان باورم نمیشه داری یک ساله میشی ،خانمی دیگه نی نی نیستی خیلی خانم شدی صدای حیونها رو در میاری مثل صدای بببی -گاو-پیشی-جوجه فکر کنم اگه یه کیلومتر شمار بهت وصل کنم آخر شب ببینیم 3 کیلومتر راه رفتی آخه وقتی که بیداری حتی یه لحظه هم روی زمین نمیشینی همش داری راه میری و جدیدا هم راه میری و میگی دنگ دنگ نمی دونم منظورت چیه منتظر یه آهنگی تا صدای آهنگ بشنوی بلند میشی یه دستت و می جرخونی با اون ...






